تاریخ انتشار : دوشنبه 2 خرداد 1401 - 14:54
کد خبر : 20257

دزفول پایتخت مقاومت ایران

دزفول پایتخت مقاومت ایران
دزفول قهرمان، شهر موشک‌ها و توپ‌ها و به قول عراقی‌ها «بلد الصواریخ» در طول سالهای دفاع مقدس صدها بار مورد هجوم و ‏دشمنی حزب بعث عراق و ارتش اشغالگر او قرار گرفت و در طول 2700 روز مقاومت، 2600 شهید، 4000 جانبار، 454 آزاده و 147 ‏مفقودالاثر تقدیم اسلام وآرمانهای حضرت امام نمود

‏ دزفول قهرمان، شهر موشک‌ها و توپ‌ها و به قول عراقی‌ها «بلد الصواریخ» در طول سالهای دفاع مقدس صدها بار مورد هجوم و ‏دشمنی حزب بعث عراق و ارتش اشغالگر او قرار گرفت و در طول ۲۷۰۰ روز مقاومت، ۲۶۰۰ شهید، ۴۰۰۰ جانبار، ۴۵۴ آزاده و ۱۴۷ ‏مفقودالاثر تقدیم اسلام وآرمانهای حضرت امام نمود.

بررسی عمق دشمنی و نفرت رژیم بعث عراق با این شهر کوچک و مذهبی اگر ‏چه موضوع این نوشتار نیست؛ اما واقعیت‌های تلخ و شیرینی را پیش روی محققین و کارشناسان امور نظامی و هنر پایداری می‌گذارد ‏که بخشی از تاریخ مقاومت ناگفته مردم دلیر ایران در آن نهفته است.از پیروزی انقلاب اسلامی تا آخرین روزهای نبرد، دشمن ضمن ‏امتحان و بکارگیری انواع سلاح‌ها علیه این شهر، مقاصد مختلفی را دنبال می‌کرد که براساس شواهد موجود، تصمیم او از اشغال تا ‏جنگ روانی علیه مردم دزفول را طی نمود. دزفول در طول جنگ، ۱۷۶ بار توسط موشک، ۴۸۹ بار توسط بمب و راکت و ۲۵۰۰ بار ‏توسط توپ مورد حمله قرار گرفت که از این رهگذر ۱۹ هزار و پانصد واحد مسکونی، اداری و آموزشی این شهر ویران شد. اگرچه ‏شهرهای مورد هدف در الفبای ارتش عراق، تغییر، کم و زیاد و یا جابجا می‌شد اما تا پایان جنگ، جایگاه «الف» هرگز از دزفول جدا ‏نشد و این سؤال بی پاسخ جنگ را تاکنون در ذهن‌ها باقی گذاشت. جمهوری اسلامی ایران در تاریخ ۴/۳/۱۳۶۶ این شهر را به پاس ‏حماسه مقاومتش بعنوان «شهر نمونه» معرفی کرد. آنچه که این شهر را شهری افسانه‌ای در مقاومت و پایداری نشان داده است و در ‏همان سالها حیرت دوستان و دشمنان را برانگیخته بود، جاری و ساری بودن جریان زندگی در زیر انواع تهدیدات وحملات بوده ‏است. به طوری که شهادت عروس و دامادی در حجله، شهادت بیش از ۸۰ نفر در یکی از خیابان‌های شهر و شهادت دسته جمعی ‏اعضای چند خانوار در یک حمله موشکی، شهادت ۱۳ نوجوان بسیجی در یک بسیج  مسجد، نمونه‌هایی از این حضور بی وقفه ‏می‌باشد. در روز ۳۱ شهریور ماه دشمن برای تسخیر شهرهای دزفول واهواز، دو معبر “فکه- دو سلک- پل نادری- دزفول» و ‏‏«شرهانی – عین خوش – پل نادری- دزفول” را در طرح مانور خود انتخاب کرد. دو لشکر ۱ مکانیزه و ۱۰ زرهی موظف بودند با ‏عبور از رودخانه کرخه، اهواز را از شمال و دزفول را از جنوب محاصره و تصرف کنند. اگرچه این دو لشکر ظرف سه روز خود را ‏تا کنار رودخانه کرخه رساندند و تمام این منطقه را به تصرف خود در آوردند ولی به دلایل مختلف از جمله مقاومت‌های مردمی از ‏ادامه حرکت و تصرف دزفول باز ماندند. دشمن از همان روزهای اول دزفول را به دلایل مختلف زیر انواع حملات هوایی، ‏توپخانه‌ای و موشکی خود قرار داد و مردم زیادی را به شهادت رساند اما این شهر حتی برای یک روز از حرکت، جنبش و زندگی باز ‏نماند. به اعتقاد نگارنده، قصد اصلی دشمن از این حملات، تا قبل از عملیات فتح المبین، زمینه سازی برای اشغال بوده و حتی در این ‏خوش خیالی، دشمن بارها در رسانه های خود اشغال و پیوستن این شهر را به جمهوری عراق اعلام نموده بود. اشغال دزفول یکی از ‏مهمترین اهداف طرح کلی رژیم بعث بود که خوزستان را از ایران جدا می‌کرد. این موضوع بارها در بیانیه‌های ارتش بعث و سخنان ‏فرماندهان آن آمده است.حماسه حضور یکپارچه مردم خداجوی دزفول نه تنها در خلق «خونین‌ترین مقاومت مردمی» در طول جنگ ‏مردم این دیار را توجهی جهانی بخشید، بلکه نقش مؤثر و بی بدیل آنها در پشتیبانی رزم تمام نیروهای مستقر در این منطقه در خلق ‏حماسه رزمندگان در جبهه ‌های جنگ در ضمیر رزمندگان غیر خوزستانی نیز ماندگار شد. علاوه بر آن تنها شهری بود که لشکری ‏‏«لشکر ۷ ولی عصر (عج)» را اداره می‌کرد و حضور فعال و مؤثر خود را ازجنوب تا غرب کشور نیز به نمایش گذاشته بود. پس از ‏عملیات پیروزمندانه فتح المبین و دور شدن شهر از تهدید اشغال و قطع حملات توپخانه‌ای، دشمن به منظور انتقام گیری از مردم، بر ‏حجم حملات موشکی خود به دزفول افزود. یکی از دلایل محرز مقاومت مردم دزفول وجود روحانی برجسته‌ای و فقیهی مجاهد ‏همچون حضرت آیت الله قاضی دزفولی امام جمعه دزفول می‌باشد. همه او را امام شهر می‌دانستند، پیشینیه سلحشوری و بی باکی‌اش ‏در مقابل رژیم ستم شاهی در سالهایی نه چندان دور از او اسطوره‌ای بومی پدید آورده و تمام نگاه‌های تردید آور به روحانیت این ‏منطقه را به بهای از دست دادن چشمهایش در ساواک، تغییر داده بود.‏

‏ اینک که در این دیار جنگی رخ داده و دشمن اراده کرده بود تا دزفول را به اشغال درآورد، این پیرمرد خسته و رنجور، مردم را ‏دعوت می‌کرد تا در شهر باقی بمانند: هم برای مقابله با خواست دشمن و هم برای حمایت از نیروهای رزمنده‌ای که از سراسر کشور ‏به دور شهر اردو زده بودند. وقتی جوانان شهر را به جبهه می‌فرستاد خودش با لباس بسیجی تا پادگان کرخه آن‌ها را همراهی می‌کرد. ‏هنگامی قرار شد پیامی از رادیو از او برای رزمندگان پخش شود، مخالفت کرد و گفت: چرا پیام، خودم حضوری به خدمتشان می‌روم، ‏آن‌ها فرشتگانی هستند که اینک لباس خاکی پوشیده‌اند؛ بعد با تنی خسته عصا زنان نه تنها در بین رزمندگان دزفولی و خوزستانی که ‏به تک تک اردوگاههای رزمندگان دیگر شهرها در اطراف دزفول می‌رفت و نماز را در بین آن‌ها می‌خواند. به خانه که بر می‌گشت ‏روی قالی می‌خوابید وهرگز کسی ندید او یک روز حتی وقتی بیمار بود روی تشک بخوابد، او در مقابل اصرارهای اطرافیانش ‏می‌گفت: «من از روز اول جنگ تحمیلی با خودم عقد بسته‌ام تا زمانی که رزمندگان اسلام در جبهه‌اند مانند آنها بر روی بستر نخوابم ‏و بر روی همین قالی استراحت کنم». آیت الله قاضی اصرار زیادی داشت که حتی در سخت‌ترین شرایط و هنگام موشکباران شهر، نماز ‏جمعه را ترک نکند، معتقد بود انعکاس این خبر، اراده دشمن را سست می‌کند.دزفول که به سبب مقاومت هشت ساله خود در برابر ‏هجوم موشک‌ها و توپها و خمپاره‌های دشمن بعثی به اسطوره مقاومت مردمی در جنگ مشهور است و لوح زرینی نیز در ۴ خردادسال  ‏‏۱۳۶۶ از مردم ایران دریافت کرد و در طول جنگ ایران و عراق آسیب‌های زیادی دید، اما هرگز کسی قامت خم شده او را ندید و ‏حسرت یک آه را برای همیشه بر دل دشمن نهاد. امام خمینی (ره) به پاس پایداری مردم این شهر در همان سالها فرموده‌اند: شما ‏دزفولی‌ها امتحان دادید و از این امتحان خوب بیرون آمدید. شما دین خود را به اسلام ادا کردید.‏

برچسب ها :

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.