مدیریت بیابانزایی در چین؛ از کمربندهای زیستمحیطی تا تولید انرژی پاک

طی روزهای اخیر، توجه رسانههای ایران به موضوع مقابله با بیابانزایی در چین بهطور محسوسی افزایش یافته است. وجه مشترک این گزارشها یک نکته محوری است: اینکه چین در مناطقی که پیشتر «مناطق ممنوعه اکولوژیک» نامیده میشدند، به الگویی قابل تکرار برای مدیریت دست یافته و این دستاورد روزبهروز توجه بینالمللی بیشتری را به خود
طی روزهای اخیر، توجه رسانههای ایران به موضوع مقابله با بیابانزایی در چین بهطور محسوسی افزایش یافته است. وجه مشترک این گزارشها یک نکته محوری است: اینکه چین در مناطقی که پیشتر «مناطق ممنوعه اکولوژیک» نامیده میشدند، به الگویی قابل تکرار برای مدیریت دست یافته و این دستاورد روزبهروز توجه بینالمللی بیشتری را به خود جلب میکند.
این توجه بیدلیل نیست؛ چراکه بیابانزایی چالشی مشترک برای مناطق خشک در سراسر جهان به شمار میرود. یکی از نکات کلیدی که تجربه چین یادآوری میکند، چارچوب بلندمدت آن است؛ یعنی پیگیری یک هدف برای چند دهه متوالی و بدون تغییر مسیر، مستقل از رفتوآمد مدیران و با تضمین تداوم سیاستها.
پروژه کمربند حفاظتی جنگلهای «سهشمال» («سهشمال» نام اختصاری پروژهای در چین است که با هدف مهار بیابانزایی، فرسایش خاک و طوفانهای شن، برای ایجاد کمربند حفاظتی جنگلی در مناطق شمالشرق، شمال و شمالغرب این کشور اجرا میشود) در سال ۱۹۷۸ آغاز شد و برنامهریزی آن تا سال ۲۰۵۰ ادامه دارد؛ یعنی بازهای بیش از هفتاد سال. چنین برنامهریزیِ چنددههای در فضاهایی که چرخههای سیاسی کوتاهمدت بر فرایند تصمیمگیری حاکم است، چندان رایج نیست.
پروژه مهار حاشیه بیابان تکلهمکان نیز نمونه روشن دیگری از همین نگاه است. کمربند حفاظتی پیرامون این بیابان — که بزرگترین بیابان چین محسوب میشود — بیش از ۳ هزار کیلومتر طول دارد و عنوان «طولانیترین کمربند زیستمحیطی جهان» را به خود اختصاص داده است. این پروژه یکشبه به بار ننشست، بلکه گامبهگام پیش رفت: نخست با استفاده از شبکههای شطرنجی نی، تپههای شنی روان را تثبیت کردند، سپس درختچهها و درختان مقاوم به کمآبی کاشتند و در نهایت بهتدریج دامنه آن را به سمت لبههای بیابان گسترش دادند. در سال ۲۰۲۵، فدراسیون جهانی سازمانهای مهندسی این پروژه را به عنوان یکی از ۱۰ دستاورد بزرگ مهندسی جهان برگزید؛ انتخابی که نشاندهنده پذیرش بینالمللی امکانپذیری فنی و اثرگذاری گسترده آن است.
ویژگی دیگر مدیریت بیابانزایی در چین، پیوند زدن احیای زیستمحیطی با گذار به انرژیهای نو است. این الگو را میتوان در یک عبارت خلاصه کرد: «تولید برق روی پنلها، احیا زیر پنلها و کشت میان پنلها.» پنلهای فتوولتائیک مانع تابش شدید خورشید شده و تبخیر آب را کاهش میدهند؛ در نتیجه شرایط مناسبتری برای رشد محصولات مقاوم به خشکی در زیر آنها فراهم میشود و درآمد حاصل از فروش برق نیز بخشی از هزینههای بیابانزدایی را تأمین میکند. در بیابان کوبوچی در منطقه اردوس، ظرفیت نصبشده فتوولتائیک به ۱۲۸۴۰ مگاوات رسیده و حدود ۵۳ هزار هکتار بیابانزدایی از طریق سیستمهای فتوولتائیک انجام شده است. با تکمیل پروژههای در دست ساخت، این میزان حدود ۱۳۳ هزار هکتار خواهد رسید. در منطقه ختن شینجیانگ نیز پروژه ۸۰۰ مگاواتی فتوولتائیک شرکت CGN برای بیابانزدایی در شهرستان چیرا، در مه ۲۰۲۶ با ظرفیت کامل به شبکه متصل شد و حدود ۱۳۷۰ هکتار را پوشش داد.
از منظر راهبرد انرژی، مناطق بیابانی، گبی و کویری در حال تبدیل شدن به کانونهای اصلی چیدمان انرژیهای جدید در چین هستند. هسته اصلی سه مجموعه پایگاه بادی و خورشیدی که این کشور بهترتیب راهاندازی کرده، در همین مناطق قرار دارد. در برنامه پنجساله پانزدهم، قرار است پایگاههای بادی و فتوولتائیک «سهشمال» بیش از ۳۷۰ میلیون کیلووات ظرفیت نصبشده جدید ایجاد کنند. این امر نشان میدهد که بیابان دیگر صرفاً یک بار زیستمحیطی برای مهار کردن نیست، بلکه بهعنون فضایی برای تولید انرژی پاک بازتعریف میشود.
نکته برجسته در تجربه چین، طراحی سازوکاری است که در آن خودِ بیابانزدایی انگیزه اقتصادی ایجاد میکند. در حاشیه بیابان تکلهمکان، تنها به کاشت درختچههای مقاوم اکتفا نمیشود، بلکه محصولات اقتصادی نظیر سیستانش، رز بیابانی و عناب نیز زیر کشت میروند. در منطقه خودمختار اویغور شینجیانگ، صنایع مرتبط با بیابانزدایی حدود ۷۲۰ هزار هکتار را پوشش میدهند، ارزش تولید سالانه آنها به نزدیک ۴.۱ میلیارد دلار میرسد و درآمد حدود ۳۰۰ هزار کشاورز و دامدار را ارتقا دادهاند. اقداماتی نظیر مدیریت بیابان تکلهمکان در چین ثابت میکند که نجات محیطزیست به معنای توقف توسعه نیست، بلکه میتوان به همزیستی هماهنگ میان فناوری و طبیعت دست یافت.
البته باید توجه داشت که تجربه چین در مدیریت بیابانزایی از زمینه جغرافیایی، اقلیمی و ساختاری ویژهای برخوردار است و تمام روشهای آن لزوماً برای سایر کشورها مناسب نخواهد بود. با این حال، دستکم یک اصل مشترک وجود دارد:
مدیریت بیابانزایی راه میانبر ندارد و نیازمند برنامهریزی بلندمدت، سرمایهگذاری مداوم و ترتیبات ساختاریای است که جوامع محلی نیز از آن ذینفع شوند. چین در این مسیر یک چارچوب مرجع ارائه کرده است؛ چارچوبی که میتوان درباره آن بحث کرد، از آن الهام گرفت و آن را بر اساس شرایط بومی بازتنظیم نمود.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
شما باید وارد شوید تا نظر بنویسید.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0