تاریخ انتشار : جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۴۱
کد خبر : 10753

آینده هوش مصنوعی در گرو همکاری جهانی، نه انحصار فناوری

آینده هوش مصنوعی در گرو همکاری جهانی، نه انحصار فناوری

حمید خالدی فعال رسانه‌ای ایران هوش مصنوعی امروز دیگر تنها یک فناوری نوظهور نیست. به یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های قدرت اقتصادی، علمی و حتی سیاسی جهان تبدیل شده است. به همین دلیل، نوع مواجهه قدرت‌های بزرگ با این فناوری، آینده نظم جهانی را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد. در این میان، آنچه بیش از

حمید خالدی

فعال رسانه‌ای ایران

هوش مصنوعی امروز دیگر تنها یک فناوری نوظهور نیست. به یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های قدرت اقتصادی، علمی و حتی سیاسی جهان تبدیل شده است. به همین دلیل، نوع مواجهه قدرت‌های بزرگ با این فناوری، آینده نظم جهانی را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد. در این میان، آنچه بیش از پیش جلب توجه می‌کند، نه سرعت پیشرفت چین در حوزه هوش مصنوعی، بلکه تلاش آمریکا برای تبدیل رقابت فناورانه به ابزاری برای حفظ برتری انحصاری خود است.

در دهه‌های گذشته، نوآوری همواره بر پایه رقابت، تبادل دانش و همکاری‌های علمی رشد کرده است. بسیاری از بزرگ‌ترین دستاوردهای فناوری نتیجه تعامل دانشگاه‌ها، شرکت‌ها و پژوهشگران کشورهای مختلف بوده‌اند. اما اکنون با رشد سریع چین در عرصه هوش مصنوعی، به نظر می‌رسد واشنگتن در حال بازتعریف این قواعد است. هر بار که یک شرکت چینی از مدل‌های جدید هوش مصنوعی یا فناوری‌های نوآورانه رونمایی می‌کند، به جای آنکه این دستاورد به عنوان بخشی از پیشرفت علمی جهان دیده شود، در ادبیات سیاسی آمریکا به یک «تهدید امنیت ملی» تبدیل می‌شود.
این رویکرد، بیش از آنکه ریشه در نگرانی‌های فنی داشته باشد، بازتاب نگرانی از تغییر موازنه قدرت فناوری در جهان است. اظهارات برخی مدیران و کارشناسان برجسته آمریکایی نیز این واقعیت را آشکار می‌کند. زمانی که مدیرعامل پیشین گوگل اذعان می‌کند فاصله آمریکا و چین در حوزه هوش مصنوعی به شدت کاهش یافته و توسعه مدل‌های متن‌باز چین کنترل بازار را برای آمریکا دشوار کرده است، مسئله اصلی دیگر کیفیت فناوری چینی نیست، بلکه از دست رفتن انحصاری است که سال‌ها بر اکوسیستم دیجیتال جهان سایه انداخته بود.
یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های نسل جدید هوش مصنوعی چین، توسعه مدل‌های متن‌باز است. این رویکرد دسترسی پژوهشگران، دانشگاه‌ها، شرکت‌های نوپا و کشورهای در حال توسعه را به فناوری‌های پیشرفته آسان‌تر می‌کند و وابستگی آنها را به تعداد محدودی از شرکت‌های بزرگ کاهش می‌دهد. طبیعی است که چنین الگویی، ساختار انحصاری بازار جهانی فناوری را با چالش روبه‌رو کند. با این حال، تبدیل این روند به یک تهدید امنیتی، بیش از آنکه استدلالی فنی باشد، روایتی سیاسی برای مشروعیت‌بخشی به سیاست‌های محدودکننده است.
در سال‌های گذشته، آمریکا همواره از اقتصاد آزاد، رقابت و نوآوری سخن گفته است، اما زمانی که رقیبی توانسته در همان چارچوب به موفقیت برسد، پاسخ واشنگتن نه رقابت بیشتر، بلکه تحریم، محدودیت صادرات فناوری، فشار بر زنجیره تأمین و تلاش برای جداسازی اکوسیستم‌های فناوری بوده است. این همان استاندارد دوگانه‌ای است که امروز بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است. رقابت زمانی مطلوب تلقی می‌شود که نتیجه آن حفظ برتری آمریکا باشد، اما اگر این رقابت به ظهور بازیگران جدید بینجامد، به سرعت رنگ و بوی امنیتی پیدا می‌کند.
در همین حال، آمریکا بارها دیگران را به نظامی‌سازی فناوری متهم کرده است، اما عملکرد خود این کشور تصویر متفاوتی ارائه می‌دهد. سرمایه‌گذاری گسترده در استفاده از هوش مصنوعی برای سامانه‌های دفاعی، تحلیل اطلاعات، تصمیم‌گیری نظامی، توسعه تجهیزات خودمختار و کاربردهای امنیتی نشان می‌دهد که واشنگتن خود از مهم‌ترین بازیگران نظامی‌سازی این فناوری به شمار می‌رود. در چنین شرایطی، ادعای رهبری اخلاقی در توسعه مسئولانه هوش مصنوعی، در حالی که همزمان با گسترش کاربردهای نظامی و مقاومت در برابر برخی سازوکارهای نظارتی بین‌المللی همراه است، با پرسش‌های جدی روبه‌رو خواهد بود.
در مقابل، آنچه بیش از هر چیز به سود جامعه جهانی خواهد بود، حفظ مسیر همکاری و توسعه مشترک است. هوش مصنوعی ظرفیت آن را دارد که در حوزه‌هایی مانند سلامت، کشاورزی، آموزش، مدیریت انرژی، پیش‌بینی بلایای طبیعی، مقابله با تغییرات اقلیمی و افزایش بهره‌وری اقتصادی، زندگی میلیاردها انسان را متحول کند. محدود کردن جریان دانش و فناوری نه تنها این روند را کند می‌کند، بلکه هزینه توسعه را افزایش داده و شکاف فناوری میان کشورها را عمیق‌تر خواهد ساخت.
واقعیت این است که جهان امروز با چالش‌هایی بسیار مهم‌تر از رقابت ژئوپلیتیکی روبه‌رو است. از سوگیری الگوریتم‌ها و انتشار اطلاعات نادرست گرفته تا حفظ حریم خصوصی، امنیت سایبری، حذف برخی مشاغل و مخاطرات توسعه تسلیحات خودمختار. هیچ‌یک از این مسائل با سیاست مهار، تحریم یا تقسیم جهان به بلوک‌های فناورانه حل نخواهد شد. این چالش‌ها نیازمند همکاری علمی، استانداردهای مشترک و حکمرانی فراگیر جهانی هستند.

آینده هوش مصنوعی نباید در چارچوب روایت «تهدید چین» تعریف شود. پرسش اصلی این نیست که کدام کشور پیشتاز خواهد بود، بلکه این است که آیا جامعه جهانی می‌تواند نظمی ایجاد کند که در آن نوآوریِ مسئولانه، ایمن و در دسترس همگان باشد.
فناوری، میراث مشترک بشریت است و شکل‌گیری نظامی چندقطبی در عرصه هوش مصنوعی، بازتاب طبیعی توزیع توان علمی و پژوهشی در جهان محسوب می‌شود، نه تهدیدی علیه امنیت بین‌المللی.
در نهایت، بزرگ‌ترین مانع پیش روی آینده هوش مصنوعی، پیشرفت چین نیست‌، بلکه تداوم نگاه حاصل‌جمع صفر و تلاش برای انحصار رهبری فناوری است. اگر قرار است هوش مصنوعی به ابزاری برای رفاه، توسعه و حل مسائل مشترک بشریت تبدیل شود، سیاست‌های مبتنی بر مهار و هراس باید جای خود را به رقابت سالم، نوآوری باز، احترام متقابل و همکاری جهانی بدهد.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

یادداشت

.

آخرین اخبار

قیمت طلا