زلزله دوگانه ونزوئلا؛ آزمونی فراتر از تابآوری در برابر بلایای طبیعی

شامگاه چهارشنبه ۲۴ ژوئن (۳ تیر)، دو زمینلرزه پیاپی به بزرگی ۷٫۲ و ۷٫۵ ریشتر با فاصله تنها ۳۹ ثانیه، شمال ونزوئلا را لرزاند؛ رخدادی که بهعنوان قدرتمندترین توالی لرزهای در بیش از ۱۲۵ سال گذشته این کشور شناخته میشود. سازمان زمینشناسی ایالات متحده (USGS) این رویداد را یک «زلزله دوگانه» نادر طبقهبندی کرده است؛
شامگاه چهارشنبه ۲۴ ژوئن (۳ تیر)، دو زمینلرزه پیاپی به بزرگی ۷٫۲ و ۷٫۵ ریشتر با فاصله تنها ۳۹ ثانیه، شمال ونزوئلا را لرزاند؛ رخدادی که بهعنوان قدرتمندترین توالی لرزهای در بیش از ۱۲۵ سال گذشته این کشور شناخته میشود. سازمان زمینشناسی ایالات متحده (USGS) این رویداد را یک «زلزله دوگانه» نادر طبقهبندی کرده است؛ یعنی دو زمینلرزه تقریباً هماندازه که میتوانند خسارتی بهمراتب بیشتر از یک زمینلرزه منفرد بر جای بگذارند.
دلسی رودریگز، رئیسجمهور موقت ونزوئلا، روز جمعه ۲۶ ژوئن (۵ تیر) اعلام کرد شمار جانباختگان این زلزله به ۹۲۰ نفر و تعداد مجروحان به ۳۳۶۰ نفر رسیده است.
وضعیت انسانی در مناطق زلزلهزده همچنان بسیار بحرانی است و ابعاد این فاجعه بهتدریج آشکار میشود. تیمهای جستوجو و نجات در میان آوارهای کاراکاس و لاگوایرا مشغول عملیات هستند؛ جایی که دلسی رودریگز پس از فروریختن بیش از ۱۰۰ ساختمان، در لاگوایرا وضعیت فاجعهبار اعلام کرد.
وقوع دستکم ۱۳۸ پسلرزه، خطرات عملیات امداد را افزایش داده است. بیمارستانها همچنان در حال پذیرش مصدومان و بیماران دچار آسیبهای شدید هستند. سازمان پزشکان بدون مرز نیز گزارش داده است که شمار زیادی از مردم به دلیل ناتوانی در بازگشت به خانههای خود، در فضای باز اسکان یافتهاند.
سازمان «دایرکت ریلیف» نیز تجهیزات درمان زخم، لوازم جراحی و آنتیبیوتیک را برای مناطق آسیبدیده بسیج کرده است. خانوادههای آسیبدیده به مراکز اسکان موقت منتقل شدهاند و انتظار میرود تأمین سرپناه، آب آشامیدنی و خدمات بهداشتی از مهمترین اولویتهای روزهای آینده باشد.
خسارت به زیرساختها، همه بخشهای عملیات امدادرسانی را تحت تأثیر قرار داده است. برق، مخابرات و شبکه حملونقل در بخشهای مرکزی و غربی ونزوئلا دچار اختلال شدهاند. فرودگاه بینالمللی سیمون بولیوار نیز بر اثر آسیبهای ساختاری، از جمله ترکخوردگی باند، با مشکل مواجه شده و یکی از مسیرهای اصلی ورود کمکهای بینالمللی از دسترس خارج شده است. همچنین مسدود بودن جادهها، روند اعزام نیروهای امدادی و کادر درمان را با کندی روبهرو کرده است.
بازگشایی مسیرهای ارتباطی تنها بخشی از عملیات امدادرسانی نیست، بلکه پیششرط اجرای مؤثر آن به شمار میرود. در نبود یک سامانه رسمی و متمرکز برای ثبت اطلاعات، گروههای جامعه مدنی با ایجاد پلتفرمهای آنلاین مستقل و شبکههای واتساپی، روند جستوجو و شناسایی مفقودان را دنبال میکنند؛ اقدامی خودجوش که هم توانمندی جامعه محلی و هم ضعف ساختارهای رسمی در شرایط بحران را نشان میدهد.
ابعاد ساختاری بحران و پیشینه ونزوئلا
ابعاد این فاجعه را نمیتوان جدا از شرایط ساختاری ونزوئلا بررسی کرد. گزارشها نشان میدهد کاراکاس روی یک حوضه رسوبی قرار گرفته که امواج لرزهای را تقویت میکند. از سوی دیگر، حدود ۸۰ درصد جمعیت ونزوئلا در مناطق زلزلهخیز زندگی میکنند و بخش زیادی از آنها در سکونتگاههای غیررسمی و ساختمانهایی ساکن هستند که در برابر زمینلرزههای شدید مقاومسازی نشدهاند.
همچنین بخش عمده ساختمانهای شهری با مصالح بنایی غیرمسلح ساخته شدهاند که در برابر زلزله آسیبپذیری بالایی دارند. پیش از وقوع این حادثه نیز کمیسیون اروپا ۷٫۹ میلیون نفر از مردم ونزوئلا را نیازمند کمکهای بشردوستانه شناسایی کرده بود که ۵۶ درصد آنها در فقر مطلق زندگی میکردند.
البته ونزوئلا یک مورد استثنایی نیست. دفتر کاهش خطرپذیری بلایای سازمان ملل متحد اعلام کرده که میزان مرگو میر ناشی از بلایا در کشورهای کمتر توسعهیافته، ۲٫۵ برابر میانگین جهانی است. این زمینلرزه عامل ایجاد این آسیبپذیری نبود، بلکه تنها کمبود سرمایهگذاری در زیرساختها را آشکار کرد؛ مشکلی که نه منحصر به ونزوئلاست و نه اجتنابناپذیر.
تفاوت همبستگی و هماهنگی؛ درسهایی از گذشته
با این حال، همبستگی و هماهنگی یک مفهوم واحد نیستند. زمینلرزههای دوگانه سال ۲۰۲۳ در ترکیه و سوریه که بیش از ۵۶ هزار قربانی بر جای گذاشت، ضعفهای مکرر در مدیریت بحران را آشکار کرد؛ از جمله هماهنگی ناکافی میان تیمهای امدادی، ایجاد گلوگاه در مسیرهای ترانزیتی، فاصله میان توانمندی تیمهای امداد خارجی و نیازهای محلی، و تأخیر در تأمین سرپناه. گزارش صلیب سرخ نیز نشان داد که سازمانهای محلی بهطور مستمر در روند پاسخ به بحران نادیده گرفته شدهاند.
در ونزوئلا، جایی که جامعه مدنی سالها بخشی از خلأهای ناشی از ناتوانی دولت را جبران کرده و این موضوع اکنون در شبکههای غیررسمی جستوجوی مفقودان نیز دیده میشود، مشارکت این گروهها در هماهنگی امدادرسانی یک انتخاب نیست، بلکه عاملی تعیینکننده برای رسیدن کمکها به آسیبدیدگان است.
آنچه فاجعه ونزوئلا بهروشنی نشان میدهد این است که مدیریت بحران نمیتواند اقدامی مقطعی و بدون برنامه باشد، بلکه باید به بخشی از ساختار دائمی همکاریهای بینالمللی تبدیل شود.
«چارچوب سِندای برای کاهش خطرپذیری بلایا» که تا سال ۲۰۳۰ ادامه دارد، اهداف مشخصی از جمله کاهش تلفات انسانی، کاهش خسارتهای اقتصادی و تقویت همکاری با کشورهای در حال توسعه از طریق تبادل تجربه، دانش فنی و بهترین شیوهها را دنبال میکند. کشورهایی که در زمینه آمادگی در برابر بلایا سرمایهگذاری کردهاند، نمونههای موفقی از انتقال پایدار دانش ارائه دادهاند.
برای نمونه، چین در قالب همکاریهای جنوب-جنوب به ایجاد شبکههای پایش لرزهنگاری در کشورهایی مانند نپال، لائوس و کنیا کمک کرده است؛ زیرساختی که نقش مهمی در افزایش تابآوری در برابر بلایا دارد و جامعه بینالمللی بر توسعه عادلانه آن تأکید کرده است.
نگاه به آینده
بازسازی مناطق آسیبدیده باید بر اساس استانداردهای جدید لرزهنگاری انجام شود. کریدورهای درمانی و زنجیرههای تأمین نیز باید بازسازی و در برابر بحرانهای آینده مقاوم شوند. همچنین سازوکارهای هماهنگی اضطراری که امروز بهصورت موقت شکل گرفتهاند، باید پیش از وقوع حوادث بعدی به ساختارهای دائمی تبدیل شوند. همراهی جامعه جهانی با روند بازسازی ونزوئلا نیز نباید به روزهای نخست پس از حادثه محدود بماند.
زمینلرزه هرگز از قبل هشدار نمیدهد. آمادگی، یک انتخاب است و تفاوت میان انتخاب کردن یا نکردن آن، با جان انسانها سنجیده میشود.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0