دلار در تله «تنگه هرمز»

جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران علاوه بر هزینه های جانی و انسانی و اقتصادی سنگین که گفته شده است بطور متوسط حدود ۱۲ میلیارد دلار در هفته برای ایالات متحده هزینه در بر دارد، می تواند باعث جابهجایی ساختارهای بنیادین شود که برای سال های متمادی نقش تکیهگاه و پایه اقتصاد جهانی را
جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران علاوه بر هزینه های جانی و انسانی و اقتصادی سنگین که گفته شده است بطور متوسط حدود ۱۲ میلیارد دلار در هفته برای ایالات متحده هزینه در بر دارد، می تواند باعث جابهجایی ساختارهای بنیادین شود که برای سال های متمادی نقش تکیهگاه و پایه اقتصاد جهانی را بازی کرده اند. «دلارزدایی» که به مفهوم فرآیند کاهش وابستگی کشورها به دلار گفته میشود، نویدبخش بازتنظیم نظم اقتصادی و مالی جهان و کاهش قدرت آمریکا در سطح بینالمللی است و به نظر می رسد جنگی که آمریکا علیه ایران آغاز کرد، به عنوان یک “کاتالیزور” برای تسریع روند دلارزدایی در جهان عمل کند و بازتنظیم در نظم اقتصادی و مالی جهان را سرعت بیشتری ببخشد.
مسدود شدن تقریباً کامل تنگه هرمز توسط ایران و کاهش عبور حدود ۹۵ درصد کشتی ها از این تنگه راهبردی، تأثیر شگرفی بر قیمت نفت و گاز طبیعی داشته است که فشار تورمی شدیدی بر اقتصاد آمریکا وارد میکند. تنگه هرمز فقط مسیر عبور انرژی نیست بلکه مسیری مهم برای تجارت انواع کالاهاست. ایران برخی کشتیهای کشورهای غیردوست را ملزم به پرداخت عوارضی در حدود دو میلیون دلار کرده است. اما نکتهای که ممکن است چالشی عینی برای قدرت آمریکا در جهان باشد، نوع ارزی است که ایران این عوارض را از طریق آن جمع آوری کرده است زیرا برخی گزارش ها حکایت از استفاده ایران از “یوان چین” است برای جمع آوری عوارض عبور کشتی ها از تنگه هرمز است.کارشناسان اقتصادی معتقدند این تحولات مستقیماً پایههای امپراتوری مالی ایالات متحده را تهدید میکند؛ چراکه توانایی آمریکا برای تأمین کسریهای بیپایان خود همواره به تقاضای جهانی دلار وابسته بوده است.پس از جنگ جهانی دوم، دلار آمریکا زمانی که بسیاری از کشورها آن را به عنوان ارز ذخیره پذیرفتند، به نقطه مرجع جهان تبدیل شد و به جایی رسید که نزدیک به ۶۰ درصد از ذخایر ارزی نگهداری شده در سطح جهان، دلار آمریکا است.اما با توجه به تحولات اخیر منطقه ای و بین المللی، به نظر می رسد پایه های دلار آمریکا بطور جدی در حال تزلزل است. دلار آمریکا که از زمان بعد از جنگ جهانی دوم و به ویژه در دهه های اخیر، از سوی ایالات متحده به عنوان اهرم فشار سیاسی و اقتصادی برای اقتصاد جهانی مورد استفاده قرار گرفته، در سال های اخیر به ویژه بعد از شروع جنگ اوکراین و نیز ایجاد زمزمه هایی در نشست های سال های اخیر کشورهای سازمان همکاری شانگهای و گروه بریکس، با خطر بالقوه “دلارزدایی” مواجه شده است.در چنین شرایطی، کاهش تقاضا برای دلار، ممکن است دولت آمریکا را مجبور کند تا نرخ بهره را بالا ببرد تا شاید از این طریق بتواند جذابیت دلار را حفظ کند. اما این اقدام باعث رکود سنگین در خود آمریکا میشود.با شروع جنگ اوکراین و تحریم های شدید آمریکا و غرب برای تحت فشار قرار دادن روسیه، روسها با همکاری چین و چند کشور دیگر، تلاشها برای جایگزینی سوئیفت و دلار آمریکا به عنوان ارز مرجع در بسیاری از فعالیتهایشان را تسریع کردند و عملاً بسیاری از آن تحریمها را خنثی کردند. آنها میتوانند کالاها و محصولات اولیه را بهطور یکپارچه در معاملات روبل-یوآن مبادله کنند. گفته میشود برزیل، هند و آفریقای جنوبی به عنوان چند اقتصاد بزرگ جهان و اعضای کلیدی گروه بریکس، نیز در حال تلاش برای ادغام با سیستم چینی هستند.جایگزینی سامانه مالی “سوئیفت” با سیستمهایی مثل CIPS (“سامانه پرداخت بینبانکی فرامرزی” به عنوان یک زیرساخت تسویه حساب مالی چینی) یا SPFS (یک سامانه مالی روسیه) امروزه نه تنها یک انتخاب سیاسی، بلکه یک ضرورت فنی برای بقای اقتصادی این کشورها شده است.همچنین گروه «بریکس پلاس» و پیوستن قدرتهای نفتی مانند امارات و عربستان به جمع بریکس نیز نقش مهمی می تواند در روند دلارزدایی داشته باشد. اگر این کشورها نیز فروش نفت با ارزی غیر از دلار را آغاز کنند، «پترودلار» به ستون اصلی قدرت آمریکا رسما متزلزل خواهد شد.اکنون با وقوع جنگ آمریکا علیه ایران، تلاش ایران برای جداسازی تجارت از طریق عواض تنگه هرمز از دلار، انگیزه جدیدی به تلاشهای جهانی، جهان جنوب و به ویژه تلاش های کشورهای حوزه بریکس برای رهایی از سلطه دلار بخشیده است و با توجه به سهم ۳۵ درصدی بریکس از تولید ناخالص داخلی جهان، نقش این گروه در روند مسیر دلارزدایی بسیار جدی و حائز اهمیت است. با توجه به جمعیت زیاد، منابع غنی و صنایع در حال رشد کشورهای عضو بریکس، این گروه در موقعیت مناسبی برای حفظ رشد قوی خود قرار دارد.در سالهای پیش رو و بعد از جنگ جاری آمریکا و اسرائیل علیه ایران، بسیاری از معادلات منطقه ای و جهانی به ویژه در حوزه های اقتصادی و مالی ناگزیر تغییر خواهد کرد و کشورهای آسیایی به عنوان وارد کنندگان نفت و انرژی ممکن است ترجیح دهند هزینه خرید نفت را به ارز چینی بپردازند که بعد
اً میتواند برای خرید کالاهای چینی نیز استفاده شود. در مجموع و با گذشت زمان، این امر ارزش و کاربرد واقعی دلار را تضعیف کرده و در نتیجه تقاضای جهانی برای دلار را کاهش میدهد.سیاست ها و رویکردهای نامتعادل، جنگ افروزانه و مخرب دونالد ترامپ رئیس جمهوری کنونی آمریکا که حتی باعث فاصله گرفتن نزدیک ترین همپیمانان کاخ سفید از جمله برخی کشورهای عضو ناتو از ایالات متحده شده است، و نیز خروج ترامپ از برخی مهم ترین نهادهای بین المللی و توجه بیش از حد آن به خواسته های اسرائیل، به افول و کاهش اعتبار و قدرت ایالات متحده در عرصه بین المللی سرعت خواهد بخشید.کشورهای اروپایی که بسیاری از آنها عضو ناتو و از متحدان آمریکا هستند، و همچنین حتی برخی از متحدان سنتی ایالات متحده از استفاده ابزاری و سیاسی ایالات متحده از سلطه دلار و یکجانبه گرایی های ایالات متحده خسته شدهاند و ضمن تمایل و چرخش به سمت چندجانبه گرایی، برای بالا بردن ضریب امنیت اقتصاد خود ممکن است به سمت ارزهای جایگزین روی بیاورند.نتیجه نهایی برای آمریکاییها این خواهد شد که این کشور در سطح جهانی قدرت کمتری خواهد داشت و توانایی اعمال تحریمهای مالی تنها زمانی می تواند موثر باشد که ارزش و قدرت دلار به عنوان یک اهرم مالی و سیاسی حفظ شود اما اکنون جایگزین های جدیدی برای دلار درحال ظهور هستند. به هر روی نمی توان انتظار داشت “دلارزدایی” یک شبه و ناگهانی اتفاق بیفتند بلکه یک موضوع یک فرآیند و یک روند است که به نظر می رسد عملا آغاز شده و در بلندمدت، این مسئله ممکن است آمریکا را حتی به سمت یک دوره سخت «ریاضت اقتصادی» بکشاند و در مقابل، آغازی برای شکوفایی بیشتر کشورهای «جهان جنوب» و فرصتی برای طلوع ارزهای جدید در اقتصاد جهانی باشد.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0