تاریخ انتشار : سه شنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۵:۳۷
کد خبر : 10788

روستاها در مسیر بازآفرینی؛ چین به دنبال عبور از توسعه جزیره‌ای

روستاها در مسیر بازآفرینی؛ چین به دنبال عبور از توسعه جزیره‌ای

دکتر ذبیح‌الله زارع معاون امور مجلس شورای عالی استان‌های ایران توسعه روستایی در ایران بیش از آنکه تنها به ساخت جاده، مدرسه، مرکز درمانی یا ایجاد فرصت‌های شغلی وابسته باشد، به مسئله‌ای بزرگ‌تر یعنی نحوه پیوند دادن ظرفیت‌های پراکنده روستاها با یکدیگر مربوط است. بسیاری از روستاهای ایران با وجود برخورداری از منابع طبیعی، ظرفیت‌های

دکتر ذبیح‌الله زارع

معاون امور مجلس شورای عالی استان‌های ایران

توسعه روستایی در ایران بیش از آنکه تنها به ساخت جاده، مدرسه، مرکز درمانی یا ایجاد فرصت‌های شغلی وابسته باشد، به مسئله‌ای بزرگ‌تر یعنی نحوه پیوند دادن ظرفیت‌های پراکنده روستاها با یکدیگر مربوط است. بسیاری از روستاهای ایران با وجود برخورداری از منابع طبیعی، ظرفیت‌های کشاورزی، گردشگری و نیروی انسانی، به دلیل مقیاس محدود اقتصادی و پراکندگی سرمایه‌گذاری‌ها نمی‌توانند از همه توان خود استفاده کنند. تجربه جدید چین در حرکت از روستای منفرد به خوشه روستایی از این منظر می‌تواند برای کشورهایی مانند ایران قابل توجه باشد. تجربه‌ای که نشان می‌دهد توسعه روستایی الزاماً از مرزهای اداری روستاها عبور نمی‌کند، بلکه گاهی نیازمند تعریف یک جغرافیای اقتصادی بزرگ‌تر است.

ایران در سال‌های گذشته برنامه‌های متعددی برای توسعه و ماندگاری جمعیت در مناطق روستایی اجرا کرده است اما مسئله اصلی همچنان در بسیاری از مناطق پابرجاست: چگونه می‌توان میان روستاهایی که در فاصله کوتاهی از یکدیگر قرار دارند، تقسیم کار اقتصادی ایجاد کرد تا هر کدام به جای تکرار فعالیت‌های مشابه، بخشی از یک زنجیره اقتصادی مشترک باشند؟
برای نمونه، در یک منطقه ممکن است یک روستا از زمین‌های کشاورزی و محصول خاصی برخوردار باشد، روستای دیگری ظرفیت فرآوری و بسته‌بندی داشته باشد و روستای سوم به دلیل موقعیت جغرافیایی یا جاذبه‌های طبیعی، امکان توسعه گردشگری را در اختیار داشته باشد. اگر این ظرفیت‌ها جداگانه مدیریت شوند، هر کدام با محدودیت بازار، سرمایه و نیروی متخصص مواجه خواهند شد. اما اتصال آنها می‌تواند یک زنجیره اقتصادی ایجاد کند که ارزش افزوده بیشتری در همان منطقه باقی بگذارد.
این مسئله تنها مختص ایران نیست. چین نیز پس از سال‌ها سرمایه‌گذاری در توسعه روستایی با واقعیتی مواجه شد که بسیاری از کشورهای در حال توسعه و حتی اقتصادهای پیشرفته با آن روبه‌رو هستند. همه روستاها نمی‌توانند با یک الگوی واحد توسعه پیدا کنند.
تغییرات جمعیتی، مهاجرت به شهرها، سالمند شدن جمعیت روستایی و تفاوت ظرفیت‌های اقتصادی باعث شده است که نسخه یکسان برای همه روستاها کارایی محدودی داشته باشد. بر همین اساس، سیاست روستایی چین در حال حرکت به سمت نوعی نگاه منطقه‌ای است. نگاهی که به جای آنکه هر روستا را یک واحد کاملاً مستقل اقتصادی ببیند، مجموعه‌ای از روستاهای مرتبط را به عنوان یک منظومه توسعه در نظر می‌گیرد.
این تغییر نگاه اهمیت زیادی دارد. در الگوی سنتی، ممکن است چند روستای همجوار هر یک برای ساخت بازار، مرکز خدمات، جاده یا تأسیسات مشابه سرمایه‌گذاری کنند، در حالی که با هماهنگی میان آنها می‌توان همین منابع را در پروژه‌هایی مکمل به کار گرفت. بنابراین مسئله فقط افزایش بودجه نیست؛ مسئله اصلی، افزایش بهره‌وری سرمایه‌ای است که پیش از این نیز برای توسعه روستاها هزینه می‌شد.
توسعه خوشه‌ای در چنین شرایطی به معنای ادغام همه روستاها یا حذف هویت آنها نیست. برعکس، منطق این مدل بر حفظ ویژگی‌های محلی و ایجاد تقسیم کار میان واحدهای مختلف استوار است. هر روستا می‌تواند نقش مشخصی در یک شبکه بزرگ‌تر داشته باشد و در عین حال هویت تاریخی، فرهنگی و اجتماعی خود را حفظ کند.
استان جه‌جیانگ نمونه‌ای از این رویکرد را دنبال کرده است. این استان در سال ۲۰۲۵، ۲۲۶ روستای محوری را برای هدایت توسعه ۱۴۴۷ روستای پیرامونی انتخاب کرد و برای این شبکه‌ها نیز بیش از هزار پروژه با سرمایه‌گذاری نزدیک به ۳۳ میلیارد یوآن طی سه سال آینده برنامه‌ریزی شده است. اهمیت این ارقام تنها در حجم سرمایه‌گذاری نیست در تغییری است که در شیوه تخصیص منابع ایجاد می‌کند. سرمایه قرار نیست صرفاً میان واحدهای اداری توزیع شود، بلکه باید در خدمت شکل‌گیری یک شبکه اقتصادی کارآمد قرار گیرد.
البته اجرای چنین مدلی بدون تغییر در سازوکار حکمرانی امکان‌پذیر نیست. همکاری میان روستاها زمانی شکل می‌گیرد که ساختارهای اداری بتوانند از مرزهای سنتی عبور کنند و برای تصمیم‌گیری مشترک، مدیریت حرفه‌ای و تقسیم منافع سازوکارهای مشخصی ایجاد شود. همزمان، حفظ حقوق کشاورزان، مالکیت جمعی و بافت تاریخی روستاها نیز باید در مرکز این فرآیند قرار داشته باشد.
از سوی دیگر، توسعه خوشه‌ای به این معنا نیست که همه روستاها باید به هر قیمت حفظ شوند. برخی مناطق ممکن است به دلیل تغییرات جمعیتی و اقتصادی دیگر ظرفیت رشد گذشته را نداشته باشند. سیاست هوشمندانه در چنین شرایطی، لزوماً تزریق بی‌پایان منابع به همه نقاط نیست. باید میان توسعه اقتصادی، حفظ خدمات عمومی و واقعیت‌های جمعیتی تعادل ایجاد کند.
این تجربه برای ایران نیز قابل تأمل است. در بسیاری از مناطق کشور، روستاها به‌صورت زنجیره‌ای از ظرفیت‌های مکمل در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند اما نبود پیوند سازمان‌یافته میان آنها باعث شده این ظرفیت‌ها به شکل جداگانه و کم‌اثر مورد استفاده قرار گیرد. حرکت از توسعه روستا به سمت توسعه منطقه روستایی می‌تواند یکی از راه‌های افزایش بهره‌وری سرمایه‌گذاری، تقویت اقتصاد محلی و ایجاد بازارهای بزرگ‌تر برای محصولات روستایی باشد.
با این حال، ارزش تجربه چین در ارائه یک نسخه آماده برای دیگر کشورها نیست. شرایط جمعیتی، جغرافیایی و نهادی هر کشور متفاوت است. آنچه اهمیت دارد، تغییر یک زاویه دید است. روستاها نباید الزاماً رقیب یکدیگر باشند و مرزهای اداری نباید به مرزهای اقتصادی تبدیل شوند.
چین اکنون تلاش می‌کند با تکیه بر همین نگاه، مرحله تازه‌ای از احیای روستایی را تجربه کند. مرحله‌ای که در آن همکاری جای رقابت پراکنده را می‌گیرد، مزیت‌های محلی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و سرمایه‌گذاری‌ها به جای پخش شدن میان پروژه‌های مشابه، به سمت ساختن زنجیره‌های اقتصادی هدایت می‌شوند. اگر این رویکرد بتواند میان رشد اقتصادی، عدالت خدماتی و حفظ هویت روستاها تعادل برقرار کند، خوشه‌ای شدن می‌تواند فراتر از یک سیاست داخلی چین، به یکی از الگوهای قابل مطالعه برای آینده توسعه روستایی در جهان تبدیل شود.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

یادداشت

.

آخرین اخبار

قیمت طلا