ژستهای نظامی غرب و بازی خطرناک در دریای جنوب چین

روزنامه چاینا دیلی در گزارشی تحت عنوان «نمایشهای بیپروا، جرقه بحران را نادیده میگیرند»، آورده است: حرکت ناوهای جنگی کشورهای فرامنطقهای از جمله بریتانیا، فرانسه، کانادا و استرالیا در آبهای مورد مناقشه دریای جنوب چین، نوعی نمایش هدفمند قدرت است. «گزارش فعالیتهای نظامی کشورهای فرامنطقهای غیرآمریکایی در غرب اقیانوس آرام در سال ۲۰۲۵» که روز
روزنامه چاینا دیلی در گزارشی تحت عنوان «نمایشهای بیپروا، جرقه بحران را نادیده میگیرند»، آورده است: حرکت ناوهای جنگی کشورهای فرامنطقهای از جمله بریتانیا، فرانسه، کانادا و استرالیا در آبهای مورد مناقشه دریای جنوب چین، نوعی نمایش هدفمند قدرت است. «گزارش فعالیتهای نظامی کشورهای فرامنطقهای غیرآمریکایی در غرب اقیانوس آرام در سال ۲۰۲۵» که روز سه شنبه از سوی «مؤسسه سنجش وضعیت راهبردی دریای جنوب چین» منتشر شد، بیشتر به فهرست بازیگرانی شباهت دارد که روی صحنهای شلوغتر از همیشه مشغول ایفای نقش هستند.
بر اساس این گزارش، در سال ۲۰۲۵ نزدیک به ۲۰۰ ناو جنگی از ۱۸ کشور فرامنطقهای در این منطقه عملیات انجام دادهاند و هواپیماهای نظامی آنها بیش از ۲۰ هزار سورتی پرواز ثبت کردهاند. به نظر میرسد هدف اصلی این عملیاتها بیشتر تاثیرگذاری بر افکار عمومی داخلی این کشورها باشد تا پاسخ به نیازهای واقعی امنیتی منطقه.
یک ناوشکن از آبهای مورد مناقشه عبور میکند، مقامها بیانیههایی با واژههای حسابشده درباره «ارزشهای مشترک» صادر میکنند، تحلیلگران از این «قاطعیت» تمجید میکنند و وزیران نیز تصاویری منتشر میکنند که حس قدرت و سرسختی را منتقل کند؛ آن هم بدون اینکه، دستکم در ظاهر، هزینه یا تلفات جدی در پی داشته باشد.
اما مشکل نمایشهای نمادین نظامی این است که معمولاً برای همیشه در حد نماد باقی نمیمانند. نظریه روابط بینالملل مدتهاست هشدار داده که کشورها اغلب نه به دلیل تمایل مستقیم به جنگ، بلکه به خاطر برداشتهای متفاوت احساسی و راهبردی از رفتار یکدیگر، به سمت تقابل کشیده میشوند. وقتی این چرخه تنش آغاز شود، هر عملیات «عادی» به تدریج لحن و خطر بیشتری پیدا میکند.
سامانههای نظامی مدرن ذاتاً ماهیتی مبهم دارند. هواپیمای جاسوسی که امروز در حال جمعآوری اطلاعات است، ممکن است فردا به عنوان ابزار هدفگیری تلقی شود. ناوشکنی که امروز با عنوان «آزادی کشتیرانی» حرکت میکند، میتواند شبیه مقدمه یک محاصره دریایی دیده شود. تجهیزات نظامی همراه با توضیحی درباره نیت صلح آمیز عرضه نمیشوند. در چنین شرایطی، بعید نیست کشورهای فرامنطقهای خود را درگیر نمایشی فزاینده ببینند که دیگر هیچ طرفی کنترل کامل آن را در اختیار ندارد. عجیبتر اینکه این کشورها در عمل منفعت چندانی هم از این روند به دست نمیآورند.
باید پرسید اگر کشورهای دوردست، با همین شدت و تکرار، در نزدیکی سواحل این کشورها اقدام به گشتزنی نظامی و عملیات شناسایی میکردند، واکنش آنها چه بود؟ به همین دلیل، ژست اخلاقی و حقبهجانبانهای که پیرامون بسیاری از این عملیاتها شکل گرفته، روزبهروز فاصله بیشتری با واقعیتهای راهبردی پیدا میکند. غرب اقیانوس آرام یک صفحه شطرنج انتزاعی برای نمایشهای نمادین نیست، بلکه شریان حیاتی اقتصاد جهانی است که حتی یک حادثه محدود نظامی در آن میتواند تجارت جهانی، زنجیره تامین و بازارهای مالی را تحت تاثیر قرار دهد.
تاریخ نشان داده حوادث معمولاً دقیقاً در محیطهایی رخ میدهند که همه طرفها مدعیاند فقط در حال استفاده از حقوق قانونی خود هستند. واقعیت این است که بیشتر کشورهای منطقه، بیش از آنکه به مشارکت در یک کارزار دائمی فشار نظامی علاقه داشته باشند، به رشد اقتصادی، تجارت و ثبات نیاز دارند. چیزی که آنها به آن احتیاج ندارند، چرخهای رو به گسترش از نمایشهای نظامی است که زیر عنوان «ضرورت راهبردی» پنهان شده است.
تفاوت بزرگی میان «حفظ ثبات» و «آزمودن مداوم میزان فشاری که یک محیط بیثبات پیش از فروپاشی میتواند تحمل کند» وجود دارد.
و زمانی که آن نقطه فروپاشی فرا برسد، کشورهایی که با غرب اقیانوس آرام مانند صحنهای برای نمایش نمادین قدرت برخورد میکنند، ممکن است متوجه شوند که با آشکار شدن پیامدهای واقعی، دیگر به دست آوردن تشویق و تحسین چندان آسان نخواهد بود.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0