تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۹ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۰:۲۰
کد خبر : 11089

بریکس پس از گسترش؛ آزمون تبدیل وزن اقتصادی به قدرت اثرگذاری

بریکس پس از گسترش؛ آزمون تبدیل وزن اقتصادی به قدرت اثرگذاری

اشرف پورمند، فعال رسانه ای ایران گسترش بریکس را نباید فقط به افزایش تعداد اعضای این گروه تقلیل داد. ورود اقتصادهای بزرگ و کشورهای در حال توسعه، در کنار شکل‌گیری چارچوب‌هایی مانند بریکس پلاس، نشان می‌دهد که این مجموعه به تدریج در حال تبدیل شدن به یکی از مهم‌ترین مجاری بیان مطالبات جنوب جهانی است.

اشرف پورمند،

فعال رسانه ای ایران

گسترش بریکس را نباید فقط به افزایش تعداد اعضای این گروه تقلیل داد. ورود اقتصادهای بزرگ و کشورهای در حال توسعه، در کنار شکل‌گیری چارچوب‌هایی مانند بریکس پلاس، نشان می‌دهد که این مجموعه به تدریج در حال تبدیل شدن به یکی از مهم‌ترین مجاری بیان مطالبات جنوب جهانی است. اکنون مسئله اصلی، تعداد اعضا نیست. مسئله این است که آیا بریکس می‌تواند این وزن جمعیتی و اقتصادی را به ابزارهایی تبدیل کند که در تجارت، توسعه، فناوری و نظام مالی بین‌المللی اثر واقعی بگذارند.

هجدهمین اجلاس سران بریکس در دهلی‌نو در شرایطی برگزار می‌شود که پاسخ به این پرسش اهمیت بیشتری پیدا کرده است. بریکس اگر بخواهد جایگاهی فراتر از یک مجمع گفت‌وگویی داشته باشد، باید میان ظرفیت‌های متفاوت اعضای خود پیوندهای عملی ایجاد کند. ایجاد سازوکارهای مالی مستقل، توسعه ارتباطات تجاری، تسهیل دسترسی به فناوری و شکل دادن به پروژه‌های مشترک در حوزه انرژی و زیرساخت، همان نقاطی هستند که می‌توانند وزن سیاسی این گروه را به قدرت اقتصادی قابل لمس تبدیل کنند.
در این میان، چین از مهم‌ترین منابع این ظرفیت محسوب می‌شود. تجربه این کشور در صنعتی‌سازی، توسعه زیرساخت، فناوری دیجیتال، هوش مصنوعی و انرژی‌های نو، تنها یک مزیت ملی نیست. می‌تواند بخشی از نیازهای توسعه‌ای کشورهای عضو بریکس را نیز پوشش دهد. ایجاد مراکز و شبکه‌های مرتبط با هوش مصنوعی و اقتصاد دیجیتال در چارچوب بریکس، نمونه‌ای از مسیری است که می‌تواند دسترسی کشورهای در حال توسعه به فناوری‌های جدید را گسترده‌تر کند. مسئولیت چین در اینجا بیش از آنکه صرفا اقتصادی باشد، به استفاده از تجربه و توان فناورانه برای کاهش شکاف توسعه میان اعضای جنوب جهانی مربوط می‌شود.
در حوزه مالی نیز بانک توسعه جدید بریکس اهمیت ویژه‌ای دارد. بسیاری از کشورهای در حال توسعه برای ساخت زیرساخت، توسعه انرژی، نوسازی صنعتی و تحول دیجیتال به منابع مالی بلندمدت نیاز دارند. ایجاد مسیرهایی برای تأمین این منابع، وابستگی آنها به کانال‌های سنتی مالی را کاهش می‌دهد و به بریکس امکان می‌دهد نقش پررنگ‌تری در تامین مالی توسعه ایفا کند. سازوکار ذخیره احتیاطی بریکس نیز در کنار آن، ظرفیت این گروه را برای مقابله با برخی آسیب‌پذیری‌های مالی تقویت می‌کند.
اما افزایش توان اقتصادی بدون داشتن یک رویکرد روشن نسبت به نظم جهانی، برای بریکس کافی نیست. این گروه قرار نیست نسخه دیگری از یک بلوک سیاسی بسته باشد. ارزش راهبردی بریکس در این است که کشورهای دارای منافع و دیدگاه‌های متفاوت بتوانند بر سر اصولی مانند چندجانبه‌گرایی، مخالفت با یک‌جانبه‌گرایی و اصلاح ساختار حکمرانی جهانی به گفت‌وگو برسند. اگر این رویکرد حفظ شود، بریکس می‌تواند به افزایش سهم و صدای کشورهای جنوب جهانی در نهادهای بین‌المللی کمک کند، بدون آنکه به تقابل بلوکی تازه‌ای دامن بزند.
ایران در این ساختار می‌تواند نقشی فراتر از یک عضو جدید داشته باشد. اهمیت ایران ترکیبی از سه مزیت است. انرژی، موقعیت جغرافیایی و ظرفیت ترانزیتی. منابع نفت و گاز ایران می‌تواند این کشور را در معادلات انرژی بریکس به بازیگری مهم تبدیل کند و موقعیت جغرافیایی آن، امکان اتصال خلیج فارس به آسیای مرکزی و مسیرهای شمالی را فراهم می‌کند. کریدور بین‌المللی شمال–جنوب و بندر چابهار نیز می‌توانند در صورت تکمیل زیرساخت‌ها، بخشی از جریان تجارت میان آسیا، خاورمیانه و اروپا را به مسیرهای تازه هدایت کنند.
این ظرفیت زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که در کنار توان چین و هند قرار گیرد. چین از ظرفیت صنعتی و فناورانه برخوردار است، هند به مسیرهای تجاری و انرژی متنوع نیاز دارد و ایران می‌تواند بخشی از پیوند جغرافیایی این دو حوزه را فراهم کند. در چنین ترکیبی، عضویت ایران می‌تواند از سطح یک جایگاه سیاسی فراتر رفته و به یک ظرفیت واقعی برای اتصال بازارها، منابع انرژی و مسیرهای حمل‌ونقل تبدیل شود.
البته تنوع اعضا، بریکس را با چالش تصمیم‌گیری نیز روبه‌رو می‌کند. اختلاف منافع میان اعضا واقعیتی است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. تجربه مواضع متفاوت کشورها درباره برخی بحران‌های بین‌المللی نیز نشان می‌دهد که دستیابی به اجماع سیاسی در همه موضوعات آسان نخواهد بود. به همین دلیل، آینده بریکس احتمالا نه در تلاش برای یکسان‌سازی دیدگاه اعضا، بلکه در تمرکز بر حوزه‌هایی شکل می‌گیرد که منافع مشترک و قابل اندازه‌گیری در آنها وجود دارد.
از این منظر، اجلاس دهلی‌نو را باید آزمونی برای بلوغ بریکس دانست. این گروه اکنون از وزن جمعیتی و اقتصادی قابل توجهی برخوردار است اما اعتبار آینده آن

به این بستگی دارد که این وزن چگونه به دسترسی بیشتر به فناوری، منابع مالی، بازار، انرژی و مسیرهای تجاری تبدیل شود. چین با ظرفیت صنعتی و فناورانه خود یکی از موتورهای اصلی این روند است و ایران نیز می‌تواند با انرژی و موقعیت ترانزیتی خود بخشی از این معادله را تکمیل کند. اگر بریکس بتواند این ظرفیت‌های متفاوت را در قالب سازوکارهای عملی کنار هم قرار دهد، جنوب جهانی نه فقط صدای بلندتری در اقتصاد جهانی خواهد داشت، بلکه ابزارهای بیشتری برای اثرگذاری بر آینده آن در اختیار خواهد گرفت.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

یادداشت

.

آخرین اخبار

قیمت طلا