مدیریت میدان؛ اولویت اصلی ایران در مقابل آمریکا

درگیریهای نظامی محدود و کوچک میان ایران و آمریکا این روزها بهطور مکرر در تنگه هرمز و آبهای اطراف آن رخ میدهد. این تحولات صرفاً چند درگیری تاکتیکی نیست، بلکه نتیجه بیاعتمادی عمیق میان دو کشور و حاصل بازی پرریسک «مذاکره همراه با فشار» است؛ رویکردی که سایه سنگینی بر روند شکننده گفتوگوها انداخته است.ارتش
درگیریهای نظامی محدود و کوچک میان ایران و آمریکا این روزها بهطور مکرر در تنگه هرمز و آبهای اطراف آن رخ میدهد. این تحولات صرفاً چند درگیری تاکتیکی نیست، بلکه نتیجه بیاعتمادی عمیق میان دو کشور و حاصل بازی پرریسک «مذاکره همراه با فشار» است؛ رویکردی که سایه سنگینی بر روند شکننده گفتوگوها انداخته است.
ارتش آمریکا بامداد پنجشنبه ۷ خرداد مناطق اطراف بندرعباس را هدف قرار داد و در مقابل، سپاه پاسداران نیز یک پایگاه آمریکایی را در پاسخ مورد حمله قرار داد. نکته مهم این است که این درگیریها اتفاقی نیستند و به تدریج به یک الگوی تکرارشونده تبدیل شدهاند. صحنهای که در آن «در میز مذاکره از صلح سخن گفته میشود اما در تنگه هرمز تنش نظامی جریان دارد» نشان میدهد که دو طرف همچنان اختلافات راهبردی جدی دارند.
بر اساس برخی تحلیلها، ایران و آمریکا از مرحله تماسهای پراکنده عبور کرده و وارد مرحلهای جدید شدهاند که میتوان آن را «مذاکره برای رسیدن به تفاهم» توصیف کرد. هر دو طرف دستکم بر یک نکته توافق دارند: تمایلی به ورود به جنگ تمامعیار ندارند. با این حال، آمریکا در کنار پیامهای دیپلماتیک، حملات محدود نظامی را نیز ادامه میدهد و ایران نیز همزمان با حضور در مذاکرات، حضور خود را در تنگه هرمز تقویت میکند. هدف این راهبرد دوگانه، یعنی «مذاکره همراه با درگیری»، احتمالاً نشان دادن هزینههای جنگ بدون ورود به آن است، اما در عمل میتواند خطر تشدید ناخواسته تنشها را افزایش دهد.
بزرگترین مانع پیشروی مذاکرات، نه موضوعاتی مانند داراییهای بلوکهشده یا برنامه هستهای، بلکه بیاعتمادی عمیق و ریشهدار ایران نسبت به آمریکا است. برخی تحلیلگران معتقدند هدف اصلی آمریکا مهار بلندمدت ایران است و از این منظر هر توافقی میتواند موقتی تلقی شود. در مقابل، نگاه آمریکایی نیز این است که ایران از مذاکرات برای خرید زمان و تقویت توانمندیهای خود استفاده میکند.
با افزایش جزئیات مربوط به این درگیریها، افکار عمومی در ایران نسبت به دستیابی به توافق نهایی با احتیاط بیشتری برخورد میکند. این احتیاط نه ناشی از بدبینی مطلق، بلکه نتیجه درک واقعگرایانه از رفتار دو طرف است؛ طرفهایی که نه توان ورود به جنگی تمامعیار را دارند و نه اعتماد کافی برای اجرای تعهدات متقابل.
در چنین بنبستی، آنچه از نگاه بسیاری از تحلیلگران منطقیتر به نظر میرسد این است که تمرکز بر جلوگیری از تبدیل بحران به یک جنگ تمامعیار باشد، نه جستوجوی یک راهحل نهایی و دائمی. به بیان دیگر، در روابط ایران و آمریکا، اولویت اصلی نه «حل کامل مسئله»، بلکه «مدیریت و کنترل بحران» است.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0