مردم محوری؛ از حکمت باستان تا ارزشهای عصر جدید

سایت بخش فارسی رادیو و تلویزیون مرکزی چین در گزارشی می نویسد : برای مدتها، این تفکر و پندار رایج بود که مسیر ترقی و مدرنیته، همان مسیری است که غرب برای دنیا تعیین کرده است. اما حزب کمونیست چین، با تکیه بر پیشینه هزارن ساله تمدن این سرزمین کهن و در نظر داشتن تجارب
سایت بخش فارسی رادیو و تلویزیون مرکزی چین در گزارشی می نویسد : برای مدتها، این تفکر و پندار رایج بود که مسیر ترقی و مدرنیته، همان مسیری است که غرب برای دنیا تعیین کرده است. اما حزب کمونیست چین، با تکیه بر پیشینه هزارن ساله تمدن این سرزمین کهن و در نظر داشتن تجارب صدساله حکمرانی خود و شرایط عینی کشور، با ارائه یک مفهوم بنیادین به نام «مردم محوری»، توهم «برابری مدرنیسم با غربگرایی» را شکست.

تصویر سمت چپ بالا: سال ۲۰۱۶، کودکان روستای «آتولوئر» در سیچوآن چین برای رفتن به مدرسه، ناچار به بالارفتن از طنابهای بافتهشده از تاکهای کوهستان بودند؛ در تصویر سمت راست بالا: سال ۲۰۲۵، کودکان همان منطقه، در مهدکودکی در یکی از شهرکهای تازه احداث شده که دولت برای اسکان مجدد اهالی ساخته، مشغول بازی هستند؛ در تصویر پایین سمت چپ: پیش از بازسازی آپارتمانهای فرسوده در مرکز شانگهای، بیش از سیصد خانوار از آشپزخانه و سرویس بهداشتی مشترک استفاده میکردند؛ تصویر پایین سمت راست: اما، پس از بازسازی، هر واحد مسکونی دارای آشپزخانه و سرویس بهداشتی جدا و همچنین بالکن اختصاصی بوده و چهره محله کلا دگرگون شده است.
فرایند شکلگیری اندیشه مردم محوری
«مردم محوری»، یک شعار انتزاعی سیاسی نیست، بلکه منظومهای فکری است که ریشه در بنیانهای نظری، فرهنگ بومی، تجربه عملی و ارزشهای جهانی دارد. پس از سال ۲۰۱۲ و همزمان با آغاز به کار رهبران جدید حزب حاکم چین، کمیته مرکزی این حزب به رهبری شی جینپینگ، شعار «خدمت صادقانه به مردم» حزب در تمامی عرصههای توسعه، رفاه و مدیریت اجتماعی تعمیم یافته و به تدریج در قالب رویکرد «توسعهای با محوریت مردم» متبلور شد تا آنکه در نهایت به ارزش والای «مردم محوری» ارتقا یافت.
این ارزش والا، به هیچ وجه خودبخود و به صورت بدون پشتوانه اتفاق نیفتاد بلکه سرچشمه فکری آن به نگاه مادیگرایانه مارکس نسبت به دنیا یا این که «مردم خالق اصلی تاریخ هستند»، بر میگردد. این اندیشه از همان آغاز شکل گیری خود، تفاوت بنیادی را با تمامی مکاتب فکری که در طول تاریخ به جود آمدهاند و فقط در خدمت اقلیت حاکم بودهاند، از خود نشان داده است.
ریشه فرهنگی اندیشه مردممحوری
همانگونه که در متون چین باستان، از جمله در «کتاب اسناد» (شوجینگ) آمده: «مردم، بنیان کشورند؛ هرگاه این بنیان استوار باشد، کشور در امان خواهد ماند.» پس از آن، منسیوس این اندیشه را به سامانهای فکری منظمتر تبدیل کرده و گفت: «مردم در رتبهای والاتر از دولت و شاه قرار دارند». از آن پس نیز، خردمندان این سرزمین، پندارههای گرانبهایی چون «آب، کشتی را حمل کند و همان آب، می تواند کشتی را واژگون سازد» و «پویایی و بالندگی دولت، در گروِ همدلی با مردم است» را از خود به یادگار گذاشتند. اما در ژرفای این اندیشههای کهن، همچنان نگاهی از بالا به پایین نهفته بود؛ چرا که مردم، همچنان سوژهای برای «مدیریت و مهار» به شمار میرفتند، نه کنشگرانی صاحباراده در سرنوشت خویش. با این حال، حزب کمونیست چین با درک درست از این میراث کهن، جوهره ارزشمند «اهمیت مردم» را از آن استخراج کرده و با اصل بنیادین مارکسیستی یعنی «مردم به عنوان عامل اصلی» پیوند زد. بدینسان، مردم از جایگاه «سوژه ادارهشونده» به «صاحب حقیقی کشور» ارتقا یافتند. این شعار سیاسی مبنی بر «کشور، همان مردم است و مردم، همان کشور» که شی جینپینگ در عصر جدید مطرح کرده است، اراده قوی حزب حاکم چین برای پیگیری اندیشه مردممحوری را به تصویر کشیده است.
اعضای مجلس ملی نمایندگان خلق چین، از میان اقشار گوناگون جامعه همچون کارگران، کشاورزان و متخصصان فنی برگزیده میشوند. آنها با آگاهی از دغدغههای روزمرۀ مردم، میتوانند بهگونهای مستقیم، مسائل و دشواریهای اقشار مختلف مردم را بازتاب دهند. تصویر سمت چپ: «دونگ هونگتائو»، نمایندۀ مجلس ملی خلق و تکنسین فوقپیشرفته راهآهن (در میان تصویر) در حال گفتوگو با همکاران خود است؛ تصویر سمت راست: دونگ هونگتائو در نشست سال ۲۰۲۶ مجلس ملی نمایندگان خلق پیشنهادهایی برای اصلاح نظام توسعۀ نیروی کار ماهر در صنایع ارائه کرد.
مردممحوری در عرصه عمل و اجرا
در نظام حکمرانی چین در عصر جدید، «مردممحوری» به عنوان یک معیار فراگیر در همه حوزهها جاری است، نه محدود به بخشی خاص.
در حوزۀ رفاه و معیشت، این اندیشه، خود را در دستاوردی تاریخی نمایان ساخته است که طی آن، نزدیک به ۱۰۰ میلیون نفر از جمعیت روستایی کشور از فقر مطلق خلاص شدند و بدینترتیب، گره کور فقر که هزاران سال گریبانگیر این سرزمین بود، یکبار برای همیشه گشوده شد. همچنین، پهناورترین شبکۀ آموزشی، درمانی و تأمین اجتماعی در سطح جهان، با پوشش یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون نفر، در چین ایجاد گردید.
در حوزه مقابله با بحرانها و شرایط اضطراری نیز، تحت این اندیشه، اصل «نجات جان انسانها، بالاتر از هر چیز» در این کشور حاکم شد. در مواجهه با فوریتهای بهداشتی و بلایاهایی طبیعی، همیشه امنیت جانی مردم در اولویت مطلق قرار میگیرد و دولت، بدون کوچکترین چشمداشتی به هزینهها، از حقوق اولیۀ تک تک شهروندان حراست میکند.
در مسیر اجرای سیاست اصلاحات و گشایش نیز، این باور تقویت شده که «اصلاحات و گشایش، پروژۀ همگانیِ خود مردم است.» از این رو، همۀ سیاستهای اصلاحی بر پایۀ این پرسش سنجیده میشوند که «آیا این اقدام، به سود همگان است؟» تا همه نیروها و تلاشها برای رفع دغدغههای روزمره و دشواریهای مردم و دسترسی همه مردم به ثمرات توسعه کشور متمرکز شود.
در حوزۀ اعمال قدرت و حکمرانی نیز، «ایجاد رفاه برای مردم» به عنوان بالاترین کارنامۀ دولت و «رضایت مردم» والاترین معیار سنجش کار تعیین شده است. نظام نظارتی با حضور مردم در همه حلقهها نیز ایجاد شده است تا تضمین شود که قدرت، برای همیشه در خدمت مردم باشد.
تصویر فوق مربوط به نجات دانشجویان محبوسشده در یکی از مجتمعهای آموزشی شهر «گوئیگانگ» در حادثه سیل اخیر منطقه خودمختار گوانگشی در جنوب چین توسط نیروهای امدادی در ۹ ژوئیه ۲۰۲۶ است.

ارزش اندیشه مردممحوری برای جهان
ارزش اندیشه مردممحوری هرگز محدود به مرزهای چین نیست بلکه چشماندازی تازه برای حکمرانی جهانی گشوده است. در طولانیمدت، الگوی غربی مدرنیته که برپایه سرمایه و سود استوار است، نه تنها به افزایش فاصله طبقاتی میان غنی و فقیر و شکاف عمیق طبقاتی میانجامد، بلکه در سطح جهان، فاصلۀ توسعه میان کشورها را روزبهروز افزایش داده و مانع پیشرفتِ دستورکار ۲۰۳۰ سازمان ملل در زمینۀ توسعۀ پایدار شده است. در مواجهه با این وضعیت، تجربیات چین برای اجرای اندیشه مردممحوری، این پندار دیرینه را در هم شکسته که «راهی جز غربگرایی برای دستیابی به مدرنیته وجود ندارد.» این تجربیات نشان داد که یک کشور صددرصد میتواند از دام «اولویت سرمایه» رهایی یافته و با اولویت دادن به منافع اکثریت مردم بر سود و امتیازات سرمایهداران و گروههای خاص، مسیری نوین را بگشاید که هم کارایی لازم را داشته باشد و هم عدالت محور باشد. این اندیشه، الگویی تازه و عملیاتی در عرصۀ حکمرانی را برای کشورهای در حال توسعه فراهم ساخته و فرایند حکمرانی جهانی حقوق بشر را نیز از مسیر «شعار سردادن توسط تعداد معدودی از افراد» خارج کرده و به مسیری عملگرایانه مبتنی بر «بهبود وضعیت حقوق بشر از طریق توسعه» هدایت کرده است. میتوان گفت این اندیشه مبتنی بر ارزشهای چین نیروی محرک جدیدی برای ایجاد یک نظام جهانی عادلانهتر و منصفانهتر، ایجاد کرده است.

تصویر بالا، مربوط به مرکز آموزش و نمایش فناوری کشاورزی است که چین در کشور روآندا احداث کرده است. در این تصویر، کشاورزان محلی در حال ثبت تصاویری از کشت قارچ هستند. فناوریِ کشت قارچ بر پایه علف که از سوی چین ارائه شده، اکنون در بیش از ۱۰۰ کشور و منطقه به کار گرفته شده و برای کاهش فقر و توسعۀ پایدار در کشورهای در حال توسعه، نقشی ارزنده ایفا میکند.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0