لایههای پنهان جنگ تحمیلی سوم؛ از «بازی شطرنج سرمایهداران» تا خلق ثروتهای افسارگسیخته

جنگی که هرگز «تمام عیار» نشد، چگونه میلیاردرهای جدید ساخت؟ در تحلیلی تازه، «شدت مناسب نداشتن» این درگیری، کلید فهم معمای آن معرفی شده است. از بازدارندگی هستهای تا بازی پشت پرده در تنگه هرمز، این گزارش نگاهی فراتر از میدان نبرد به میز مذاکرهای دارد که سوداگران واقعی، فارغ از رنگ پرچمها، سود خود را تقسیم میکنند
به گزارش گروه سیاسی پایگاه خبری اقتصادی برتر: فرشید مهرجو/
چرا برخی درگیریها از نظر نظامی «غیرحقیقی» به نظر میرسند؟
یکی از نکات مورد اشاره در محافل تحلیل ژئوپلیتیک این است که «شدت و حدت مناسب یک جنگ کلاسیک» در برخی مناقشات منطقهای دیده نمیشود. توضیحات احتمالی برای این پدیده به شرح زیر است:·
بازدارندگی و ترس از سرریز بحران:
در شرایطی که طرفین درگیر از تواناییهای نظامی بازدارنده برخوردار باشند، محاسبات میدانی تغییر میکند.
ترس از گسترش غیرقابل کنترل بحران، معمولاً شدت درگیری را تنظیم کرده و آن را به سمت رقابتی حسابشده سوق میدهد.· تغییر در تعریف «پیروزی»: در اقتصاد به هم پیوسته امروز، پیروزی صرفاً با تصرف خاک سنجیده نمیشود.
بسیاری از کارشناسان معتقدند اکنون معادله این است: هر طرفی که بتواند فشار و هزینه بیشتری بر اقتصاد طرف مقابل تحمیل کند (بدون آنکه خود دچار فروپاشی شود)، جایگاه بهتری در میز مذاکره خواهد داشت.·
نقاط حساس انرژی جهان: در مناقشات اخیر، تنگه هرمز به عنوان یک نقطه کانونی مطرح بود. تهدید به بستن این شاهراه حیاتی، مستقیماً بر قیمت انرژی و زنجیره تأمین جهانی اثر میگذارد. در این الگو، جنگ عمدتاً از طریق ابزارهای اقتصادی و هدف قرار دادن حلقههای تأمین پیش میرود، نه صرفاً درگیری مستقیم نظامی.
نکته دوم: بحرانهای ژئوپلیتیک چگونه به بازتوزیع ثروت منجر میشوند؟
بر اساس برخی نظریههای اقتصادی، هر شوک بزرگ عرضه در یک منطقه استراتژیک، میتواند منجر به بازتوزیع عظیم ثروت شود. در مناقشات اخیر، ضمن ایجاد فشار تورمی برای بسیاری از کشورها، برخی بازیگران نیز سود قابل توجهی بردند:
· نمونههای مطرح از سوی تحلیلگران:
افزایش قیمت انرژی معمولاً به سود تولیدکنندگان بزرگ نفت و گاز تمام میشود. همچنین شرکتهای فعال در حوزه کشتیرانی، لجستیک و واسطهگری مالی در دورههای نوسان شدید قیمتها، سودهای استثنایی کسب میکنند. برخی ناظران همچنین اشاره دارند که در سایه این درگیریها، رقبای منطقهای برخی کشورها تضعیف شدهاند.
لازم به تأکید است که این الگوها، روندهای تکرارشونده در اقتصاد بحران هستند و لزوماً به معنای طرحریزی قبلی از سوی یک بازیگر خاص نیستند.فراتر از یک روایت ساده: آیا مکانیسمهای ساختاری وجود دارند؟برخی مکاتب اقتصادی به جای اتکا به «تئوری توطئه»، به «منطق ساختاری سرمایه» اشاره میکنند.
منطق کور سیستمهای مالی:
در این دیدگاه، نیازی به توطئهگران پشت پرده نیست. بلکه خود سیستم سرمایهداری، با مکانیسمهای ذاتی خود برای بازتولید ثروت، نخبگان اقتصادی را به سمت تصمیماتی سوق میدهد که در بحرانها، فرصتی برای بازتوزیع داراییها ببینند.
الگوهای تکرارشونده تاریخی:
مفاهیمی مانند «شوکدرمانی اقتصادی» یا تمرکز ثروت در دست اقلیتی کوچک (که برخی از آن با عنوان «میلیارد طلایی» یاد میکنند)، صرفاً الگوهای تاریخی هستند که در بحرانهای مختلف تکرار شدهاند؛ نه لزوماً نقشهای از پیش طراحی شده.
جمعبندی:از نگاه برخی تحلیلگران، جهانی که در آن زندگی میکنیم، بیش از آنکه صرفاً «صحنه نبرد» باشد، شبیه «میز مذاکرهای» است که در پشت آن، عوامل اقتصادی و ساختاری، گاهی مسیر سیاستها را تعیین میکنند. با این حال، این تنها یکی از روایتهای ممکن است و واقعیت میدانی همیشه پیچیدهتر از هر مدل تحلیلی است.
جمعبندی نهایی:
تحلیلهای اقتصادی ممکن است از «برندگان ظاهری» بحرانها سخن بگویند، اما در میدان حقیقت، هیچ برندهای بالاتر از ملتی نیست که عزت، استقلال و آینده خود را با خون و آرمان خود پیوند زده است. ایران امروز نه تنها از میدان بیرون نیامده، بلکه با قدرت و صلابت، گامهای بلندی برای ساختن قطب جدید اقتصاد جهانی برمیدارد.پیروزی از آنِ ایران است؛ چرا که مقاومت، ریشه در مردم دارد و مردم، سرمایه اصلی این سرزمیناند.
آنچه در میدان واقعی رخ داد، یک حقیقت غیرقابل انکار است: پیروز میدان، جمهوری اسلامی ایران بوده است.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0